در گوشی با خدا (4)

خدایا ...

بداده و نداده و گرفته ات شکر 

که داده ات نعمت و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان 

پروردگارا ...

آبروی مرا به توانگری نگه دار و شخصیت مرا به تنگدستی از بین مبر

تا مبادا از روزی خواهان تو روزی بخواهم

و از آفریده های بد کردارت طلب مهربانی کنم

و در حالتی قرار گیرم که به تعریف و تمجید کسی که به من چیزی داده بپردازم

و از کسی که مرا از امکاناتی منع کرده بد گویی کنم

پروردگارا ...

همچون همیشه لحظات تلخ تنهایی ام را با شیرینی یاد تو بر وفق مراد میسازم...

تویی که توانم دادی که از بودنم بهترین بهره را ببرم ...

و به من آموختی که مشکلات را بجان خود بخرم ...

ولی آیا این من ...

در این زندان بزرگ خویشتن توانسته ام بهترین بهره بودن را از آن خود سازم ؟

و در نبرد مشکلات به آسودگی تن نبازم ؟

و همواره و همواره به عشق ابدی تو نازم ؟

سخت است.... سخت ....

بارالهی ...

دیگر "دوست داشتن" ��" نیکی‌" ��" مهر " ��" محبت " ...

در جای خود معنی نمی شوند ...
معبود من ...
دامنی آلوده دارم ولی در عوض دریایی از التماس و تضرع قلبم را تسکین می دهد ...

خدایا ...

" با تو بودن " پاک بودن است ... مرا با خود همراه ساز ...

و دمی از یادت دور نساز ...

خدایا ...

بخشنده ای و کریم ... مهربانی و رحیم ...

و باز هم این منم  ...

بنده رو سیه ات که ...

همواره بر درت میکوبم تا از بند مادیات رهایم سازی ...

و به اصل خود برسانی ...

حیاتم را به تو می سپارم و چشمانم را می بندم تا بدانی چه پرونده سیاهی دارم ...

خدایا ... دستان نیازمندمان را محتاج غیر از خود مکن ...

الهی آمین ...

با تشکر از علیرضا ناجی ...

 

/ 0 نظر / 10 بازدید